تمنا
تا ته کوچه فقط پای دویدن داریم
نشکند پشت دل از بار غم حادثه ها
مثل یک بید فقط حق خمیدن داریم .
شعر و جملات عاشقانه
تا ته کوچه فقط پای دویدن داریم
نشکند پشت دل از بار غم حادثه ها
مثل یک بید فقط حق خمیدن داریم .
چی گذاشتیم از من و تو ؟
به جز آرزوی بر آب ؟
به چه قیمتی غرور رو سر راهمون کشیدیم ؟
چرا لحظه های با هم بودنامون رو ندیدیم ؟
خوب من !
ما هر دو باختیم !
توی این بازی بیخود
هر دو تامون کم گذاشتیم که ترانه هامون هم مرد
چیزی از لحظه نمونده
من و تو لحظه رو کشتیم
حکم اعدام دلامون رو با غرورمون نوشتیم
دلمو اینقدر نشکن
آخه این دل عاشقت بود
له نکن این قلب خون رو
آخه روزی لایقت بود
دلمو اینقدر نسوزون
مگه چی مونده از این دل
رفتی و با بی وفایی زدی مهر نحس باطل
تو که دوست نداشتی باشی
چرا آتیشم کشیدی
اونی که توی خود خواهی هات مرد
دل من بود تو ندیدی
از توی خونه ی وجودم
به چه آسونی پریدی
ریختن غرور این مرد رو
ندیدی نشنیدی ندیدی نشنیدی
اگه دوستم نداری به روم نیار
یک چیزی از غرورم واسم بذار
نذار توی فکر تنهایی گم بشم
نذار حرف و حدیث مردم بشم .
آرزومه بیام تو خوابت
عزیزم بخندیم
بشم محو صورت ماهت
دوست دارم بمیرم
اما اون اشکهاتو نبینم
بردی تو دیگه قلب من
می خوام اون دستاتو بگیرم
عشق من با تو شادم
آخر نمیری تو از یادم
روزی که تو رو دیدم
دلمو به دل تو دادم
حالا من میدونم
بی تو یه لحظه نمی تونم
تا دنیاست باشه پابرجاست
به پای عشقت می مونم
برای داشتن تو
حتی واسه یه لحظه
جونمو زندگیمو بدم
بازم می ارزه
دلم می لرزه
عشق من باش
جون من باش
نذاری یه روزی
این دلو تنهاش
ای دیوونه دوست دارم
نمی تونم از تو چشم بردارم .
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه می لغزد
ولی یاران نمی دانند که من دریایی از دردم
به ظاهر گرچه می خندم
ولی
اندر سکوتی تلخ می گریم .
ای معنی انتظار یک لحظه بایست
دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست ؟
یک لحظه بایست و یک جمله بگو
تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست ؟